السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
473
تفسير الميزان ( فارسي )
با عصمت انبياء از تصرف شيطان منافات ندارد ، زيرا انبياء ( ع ) از آنچه برگشتش به نافرمانى خدا باشد ( از آن جمله سهلانگارى در اطاعت خدا ) معصومند ، نه مطلق ايذاء و آزار شيطان حتى آنهايى كه مربوط به معصيت نيست ، زيرا در نفى اين گونه تصرفات دليلى در دست نيست ، بلكه قرآن كريم اين گونه تصرفات را براى شيطان در انبياء اثبات نموده است . آنجا كه مىفرمايد : « وَاذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّه أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَعَذابٍ » « 1 » . * ( « وَاتَّخَذَ سَبِيلَه فِي الْبَحْرِ عَجَباً » ) * - يعنى راه خود را در دريا گرفت و رفت اما گرفتنى عجيب . بنا بر اين ، كلمه « عجبا » وصفى است كه در جاى موصوف خود كه مطلق « اتخاذ » باشد نشسته است . بعضى « 2 » گفتهاند : جمله * ( « وَاتَّخَذَ سَبِيلَه فِي الْبَحْرِ » ) * كلام رفيق موسى ( ع ) بوده ، و كلمه « عجبا » كلام خود آن جناب است ، ولى سياق اين قول را نمىپذيرد . باقى مىماند اين نكته كه بايد دانست آن احتمالى كه در جمله * ( « نَسِيا حُوتَهُما . . . » ) * داديم در اين جمله نيز مىآيد - و خدا داناتر است . * ( « قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً » ) * . كلمه « بغى » به معناى طلب كردن است . و جمله « فارتدا » از مصدر ارتداد به معناى برگشتن به نقطه نخستين است . و مقصود از آثار جاى پاها است . و كلمه « قصص » به معناى دنبال جاى پا را گرفتن و رفتن است . معناى آيه اين است كه موسى گفت : اين جريان كه در باره ماهى اتفاق افتاد همان علامتى بود كه ما در جستجويش بوديم ، لا جرم از همانجا برگشتند ، و درست از آنجا كه آمده بودند ( با چه دقتى ) جاى پاى خود را گرفته پيش رفتند . از جمله * ( « ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا » ) * كشف مىشود ، كه موسى ( ع ) قبلا از طريق وحى مامور بوده كه خود را در مجمع البحرين به عالم برساند ، و علامتى به او داده بودند ، و آن داستان گم شدن ماهى بوده ، حال يا خصوص قضيه زنده شدن و به دريا افتادن و يا يك نشانى مبهم و عمومىترى از قبيل گم شدن ماهى و يا زنده شدن آن - و يا مرده زنده شدن ، و يا امثال آن بوده است ، و لذا مىبينيم حضرت موسى به محضى كه قضيه ماهى را مىشنود مىگويد : « ما هم در پى اين قصه بوديم » و بى درنگ از همانجا برگشته خود را به آن مكان كه آمده بود مىرسانند ، و در آنجا به آن عالم برخورد مىنمايند .
--> ( 1 ) به ياد آر بنده ما ايوب را كه پروردگار خود را ندا كرد كه شيطان مرا به شكنجه و عذاب مبتلا كرد . سوره ص ، آيه 41 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 318 .